امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

اولين تكونها

1391/6/28 2:29
نویسنده : مامان ستاره
158 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عسلم اين روزها خيلي احساس ميكنم ورجه وورجه ميكني تو دلم .اولين بار 17 شهريور بود كه خواستم لباسمو عوض كنم ديدم شكمم عقب جلو ميشه البته احساسي نداشتم زياد آخه خيلي كوچولو بودي اما حالا كه چند مدت ميگذره احساست ميكنم تكون خوردنهاتو ،خيلي بهت فكر ميكنم هم به تو كوچولو هم به داداش اميرحسين دو بار مامان شدن خيلي سخته ها اينم مني كه خيلي وسواسم.از حالا دعا ميكنم بچه صبوري باشي داداش اميرحسين خيلي منو اذيت كرد خيلي نا آروم بود منم خيلي دست تنها بودم اما با همه شيطونيهاش خيلي عاشقشم. در مورد شما ني ني عسلم خيلي با داداشي حرف ميزنم، اسم آلوچه كه روت مونده، هميشه وقتي به اميرحسين ميگم يه داداش خوشگل مثل خودت ميخواد بياد پيشمون برات يه عالمه كادوهاي خوشگل بياره ميخواد باهات دوست شه فوري به من ميگه آلوچه داره تو شكمت بزرگ ميشه .اما سري يادش ميره كه قراره يه ني ني ديگه داشته باشيم .براي داداشت خيلي خوشحالم از تنهايي در مياد خيلي نياز به يه هم بازي داره اصلا هم بچه حسودي نيست اگه كسي تحريكش نكنه .از اين حرفها بگذريم آخرين سونويي كه رفتم رو هنوز وقت نكردم اسكنش كنم در اولين فرصت آپش ميكنم .يه چند دست سيسموني واست خريدم يه سري وسايل هم دارم ماله داداشته كم و كسريها رو هم خريد ميكنم تا چند وقت ديگه كه اميرحسين مهد بره.در مورد اسمت با بابايي حرف زديم من نظرم اينه كه بزاريم ارميا به اسم اميرحسين هم مياد .اما تا بهمن نظراتمون خيلي تغيير ميكنه ميدونم چند روز پيش آزمايش غربالگري انجام دادم هنوز وقت نكردم برم بگيرمش از بس درگير اميرحسين بودم هنوز دكتر هم نرفتم اما هروقت خواستم برم دكتر ويزيت شم اميرحسين هم ميبرم خيلي دوست داره صداي قلبت رو بشنوه تا حالا هروقت نوبت داشتم به جز روزهاي اول داداش اميرحسين رو بردم خيلي شوق و ذوق داشته براي شما آلوچهماچ

دوستهاي خوبم اگه نظري داشتين در مورد اسم خوشحال ميشم كمكم كنيد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)